تبليغاتX
NANA TIGER
گریــــه کن عزیزم اما نـه فـقــط واســـه خــــودت
واسـه اینـــکه نمیـــشه دیــــگه بیــــام تــــولـــد ت

گریـــه کـــن جـــداییـــها مـا رو رهــــا نمیــکـنــن

آدمــــا انــــگار بــرای مــا دعــــا نـمــی کــنـــــن

گریــــه کـن حـالا حـالا بایـد از هم جـــدا باشیــــم

بشــینیـــــم منتـــظــر معـجـــزه ی خــدا بـاشـیــــم

گریـــه کــن منــم دارم مثـــل تــو گریــه میــکنــم

بــه خــــدای آسمـــونــامــــون گلایـــه مــی کنـــم

گریــــه کـن واســه شــبایی که بـــدونٍ هم بودیـــم

تـنـــهایـی بــــرای ســـنگینــی غصه کـــم بودیـــم

گریــه کن سبک میشـی روزای خوب یــادت میـاد

گــرچـه تــو تقــویمامـون نیستـن اون روزا زیـــاد

گریــه کــن برای قولـی کــه بــهــش عمــل نـــشد

واســه مشــکلاتـی که ، بودش و هسـت و حل نشد

گریـــه کـن بـرای رویـایی که قسمـــت نـمی شـــه

یه شبــــم ســـَر خدا واســــه ما خلــــوت نــمی شه

گریه کن بـرای خوابـــــا که فقط یه خواب بـــودن

واســــه آرزوهامون کــــه همشون حبـــــاب بودن

گریــه کن واسه خوشی هایـــــی که نازل نمی شن

واســه اون دیـوونــــه ها که دیگه عاقل نـــمی شن

گریه کن چون اون روزامون دیگه تکرار نمی شه

دلامــون به سادگــی حـاضر بــه اقــرار نــمی شه

گریــه کن بـــذار تمــــام عقــده هات شســته بشــه

حــق داره آدم یه وقـــــتا از خودش خستـــه بشـــه

گریـــه کن واسه همه واســه خودت ، بــــرای من

توی بـــارونـــــی تـــرین ثـانیــــه حرفاتــو بـــزن

گریه کن تا آینه شـــه بــاز اون چشــــای روشنـت

واســـه مونـــدن لازمه ، فــــدای گریــــه کردنــت

فرستنده هادی قنبرپور

+ نوشته شده توسط نادر در دوشنبه پانزدهم آذر 1389 و ساعت 1:0 |

 

عشق یعنی راه رفتن زیر باران

                               عشق یعنی من می روم تو بمان

عشق یعنی آن روز وصال

                             عشق یعنی بوسه ها در طوله سال

عشق یعنی پای معشوق سوختن

                             عشق یعنی چشم را به در دوختن

 عشق یعنی جان می دهم در راه تو

                            عشق یعنی دستانه من دستانه تو

عشق یعنی مریمم دوستت دارم تورو

                            عشق یعنی می برم تا اوج تورو

عشق یعنی حرف من در نیمه شب

                            عشق یعنی اسم تو واسم میاره تب

عشق یعنی انقباظو انبصاط

                            عشق یعنی درده من درده کتاب

عشق یعنی زندگیم وصله به توست

                           عشق یعنی قلب من در دست توست

عشق یعنی عشقه من زیبای من

                           عشق یعنی عزیزم دوستت دارم

فرستاده شده از نیایش قنبرپور

+ نوشته شده توسط نادر در دوشنبه پانزدهم آذر 1389 و ساعت 0:35 |

خداحافظ همين حالا، همين حالا که من تنهام
خداحافظ به شرطی که بفهمی تر شده چشمام
خداحافظ کمی غمگين، به ياد اون همه ترديد
به ياد آسمونی که منو از چشم تو ميديد
اگه گفتم خداحافظ نه اينکه رفتنت ساده اس
نه اينکه ميشه باور کرد دوباره آخر جاده اس
خداحافظ واسه اينکه نبندی دل به رؤيا ها
بدونی بی تو و با تو، همينه رسم اين دنيا

خداحافظ
همين حالا
خداحافظ خداحافظ
 

فرستنده هادی قنبرپور

+ نوشته شده توسط نادر در دوشنبه پانزدهم آذر 1389 و ساعت 0:3 |
تقدیم به بهترینمH

+ نوشته شده توسط نادر در پنجشنبه دهم دی 1388 و ساعت 17:12 |
 

تقدیم به بهترین همسر دنیا

دوستت دارم عشق من

عشق

+ نوشته شده توسط نادر در پنجشنبه دهم دی 1388 و ساعت 17:7 |
ما که رفتیم ولی یادت باشه دیوونه بودیم
واسه تو یه عمر اسیر ، توکنج این خونه بودیم


ما که رفتیم تو بمون با هر کی که دوستش داری
با اونی که پنهونی سر روی شونش میذاری


ما که رفتیم ولی این رسم وفاداری نبود
قصه ی چشمای تو واسه ما تکراری نبود


ما که رفتیم ولی خوب موندی سر قول و قرار
خوب رها کردی دستامو توی آخر بهار


ما که رفتیم ولی مزد دستای ما این نبود
دل ما لایق این که بندازیش زمین نبود


ما که رفتیم ولی چشم تو عجب نگاهی داشت
جمله های پر عشق تو چه وعده هایی داشت


ما که رفتیم ولیکن قدر تو دونسته بودیم
بیشترم خواسته بودیم ولی نتونسته بودیم


ما که رفتیم تو برو دل بده دست دیگری
به قول حافظ ما هم داریم یه یار سفری


ما که رفتیم تو بمون با اون که از راه اومده
اون که با اومدنش خنجر به قلب من زده


ما که رفتیم دل ندیم دیگه به عشق کاغذی
لااقل می اومدی پیشم واسه خدافظی

nana

 

 

+ نوشته شده توسط نادر در یکشنبه بیست و پنجم مرداد 1388 و ساعت 17:33 |
اگه راهم این روزا از تو یه کم دوره ببخش
توی زندگی آدم یه وقتا مجبوره ببخش


بگذر از من اگه صبر و طاقتم کافی نبود
عکس من تو قاب رویایی که میبافی نبود


گل یکدونه ی گلدون بلور زندگی
چی دارم واست به جز یه عالمه شرمندگی


آرزوم همیشه این بوده که تو کسی بشی
سایه بون دل بی پناه بی کسی بشی


حالا که گذشته از من تو باید صاف بمونی
مث آینه شمدونای نقره شفاف بمونی


یه سبد دعا و خوشبختی فردا مال تو
دست من بود که می گفتم همه دنیا مال تو


برو زندگی رو با مهربونی رنگ بزن
همه رو با هر چی دوست داری هماهنگ بزن


دوری مون و باز می ذاریم به حساب سرنوشت
انقدر خوبی که آخر میدونم میری بهشت

 

 

 

جاده

 

+ نوشته شده توسط نادر در یکشنبه بیست و پنجم مرداد 1388 و ساعت 11:16 |
آسمون من و تو یه مدته سیاه شده
گفتن دوست دارم کم شده ، کیمیا شده


اون غروری که گذاشته بودیمش یه جای دنج
اومده باز توی قلب من و تو خدا شده


رنگ و رو رفته شده خداحافظی حتی سلام
تا عزیزم ، پر کشیده اون به جاش شما شده


اون حسادتا که اول طعم عاشقی رو داشت
حالا انگار ارزشش قد یه ادعا شده


اون دستا که داده بودیم توی رویامون به هم
تقصیر کیه نمیدونم ، ولی از هم رها شده


گنبد عشق من و تو ضریحاش طلایی بود
طلاها ریخته و جنس گنبدا بلا شده


نکنه خدا نکرده دل تو ، چه جور بگم
کسی رو یه جایی دیده یعنی مبتلا شده


ما رو چشممون زدن ، ما که با هم بد نبودیم
ما چه تقصیری داریم که قحطی وفا شده


من یه مدته تحمل می کنم غصه هارو
به خودم می گم شاید راس راسی اشتباه شده


اما نه ، دیدم که عشق روزای اولمون
رنگ عادت بد روزا و هفته ها شده


دل من دستاشو برده آسمون اون ور ماه
چشمامم خونه ی امن ابرای دعا شده


اما کاش اون کسی که دیروز می گفت مال منه
خیلی راحت بگه که دیگه ازم جدا شده

 

ابر


 

+ نوشته شده توسط نادر در یکشنبه بیست و پنجم مرداد 1388 و ساعت 11:3 |
تقدیم





+ نوشته شده توسط نادر در یکشنبه یازدهم مرداد 1388 و ساعت 14:34 |
نمیدونم چطور شد که من و تو شدیم  ما / 

  یه شب توی زندگیم  یوهویی شدی تو پیدا/

 نمی دونم  چطور شد کار ما رسید به اینجا /

 دو تا دل داده شدیم همون لحظه همون جا

/ رو عشق من حساب کن ، بدی ها رو جواب کن

 / هر چی برات نوشتم ، عشقم برو کتاب کن

/ دل عاشقا رو آب کن

/ وقتی دلت میگیره ،  پاشو بیا کنارم 

 / واسه تو که عزیزی ، من که کم نمیذارم 

 /نیمه شبا که دیره ، به عشق تو بیدارم

/ اگه تورو نبینم، یه لحظه خواب ندارم

/ همش در انتظارم .

 

+ نوشته شده توسط نادر در یکشنبه یازدهم مرداد 1388 و ساعت 14:21 |


Powered By
BLOGFA.COM